جنگل
جنگل منطقه وسيعي پوشيده از درختان ، درختچه ها و گونه هاي علفي است كه همراه با جانوران وحشي نوعي اشتراك حياتي گياهي و جانوري را تشكيل داده و تحت تاثير عوامل اقليمي و خاكي قادر است تعادل طبيعي خود را حفظ كند. جنگلها در تمام نواحی زمین که قابلیت رشد درخت در آنها وجود دارد و از نظر ارتفاع در زیر خط درخت قرار دارند یافت میشوند، مگر اینکه بارش باران در آنجا کم بوده، یا تناوب آتش سوزیهای طبیعی زیاد باشد. جنگلها عمدتاً شامل تعداد زیادی از گونههای درختان با ارتفاع مختلف میباشند، و در کنار اینها درختچهها و درختان جوان رشد میکنند، که سبب استفاده بهینه از نور آفتاب میشود. یک جنگل به شکل طبیعی اش، محل زندگی بسیاری از جانوران و گونههای گیاهی میباشد.
معيارها و شاخصهاي جنگلداري پايدار:
مقدمه
معيارها (Creteria) و شاخص (Indicators) ابزاري براي تعريف, پايش و ارزيابي حركت به طرف جنگلداري پايدار محسوب ميشوند . اصلاح و مفهوم معيار نشاندهنده اصول يا شرايط اصلي براي پايداري است كه بر طبق آنها توان توليدي و نقش هاي حفاظتي و اجتماعي جنگلها مورد قضاوت واقع ميشود . هر معيار هم داراي چندين شاخص كمي و كيفي براي
اندازه گيري و پايش است كه بطور منظم و متوالي مورد اندازه گيري قرار مي گيرند، تا اثرات مديريت جنگل مشخص و معين شود . معيارها و شاخصهاي جنگلداري پايدار در سطح ملي ممكن است بر سياست و قوانين جنگل و تشكيلات بخش جنگل تأثير گذار باشند . در شرايط كنوني در سطح جهاني تقريباً همه كشورها در مناطق مختلف اكولوژيكي معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار در سطح ملي را كه قبلاً با همكاري فائو و ساير ارگانهاي بين المللي تهيه شده است پياده و اجرا مي نمايند . معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار براي هفت منطقه مختلف جهان از جمله فرايند كشورهاي اروپائي, فرايند مونترال, مناطق خشك افريقا, جنگلهاي استوائي, فرايند تاراپوتو و فرايند كشورهاي خاور نزديك تهيه گرديده است . تعداد و نوع معيارهاي جنگلداري پايدار در سطح ملي تقريباً براي همه مناطق اكولوژيكي جهان يكسان است .
مطالعه چشم انداز جنگلداري در غرب آسيا و آسياي ميانه تا سال 2020:
مطالعه چشم انداز جنگلداري (Forestry Outlook Study) براي آينده يكي از برنامه هاي فائو (FAO) ميباشد كه با همكاري كشورهاي مختلف براي مناطق مختلف جهان و كشورها تهيه شده يا در حال انجام است . در اين رابطه اولين سئوالي كه مطرح مي شود اين است كه هدف مطالعه چشم انداز جنگلداري چيست؟ هدف مطالعه چشم انداز جنگلداري تعيين گزينه هاي مختلف براي جنگلداري در آينده است . گزينه هاي آينده براي جنگلداري در اين مطالعه براساس آينده نگري به روش تهيه سناريوهاي كمي- كيفي است كه از نتايج اين مطالعه در درجه اول بخش جنگلداري در تهيه راهبرد استفاده بعمل ميآورد . البته مطالعه چشم انداز جنگلداري براي تصميم گيران اقتصادي و اجتماعي, برنامه ريزان, مؤسسات علمي و تحقيقاتي, بخش خصوصي, جوامع مدني و افراد علاقمند هم كاربرد دارد . مطالعه چشم انداز جنگلداري با همكاري فائو, كشورها و بعضي از نهادهاي بين المللي تاكنون براي كشورهاي آسيا و اقيانوسيه, آمريكاي لاتين و درياي كارائيب, افريقا و اروپا انجام شده است . اما براي كشورهاي غرب آسيا و آسياي ميانه از سال 2004 تا سال 2005 تهيه مي گردد . اصولاً چشم انداز جنگلداري در سطح ملي, منطقه اي و جهاني تهيه مي شود، بطوريكه بعد از اتمام چشم انداز جنگلداري غرب آسيا و آسياي ميانه چشم انداز جنگلداري جهان تا سال 2020 ميلادي تهيه خواهد شد .
جنگلداري پايدار و مديريت اكوسيستمي دو مفهوم با يك هدف:
مقدمه :
در سال 1992 پس از كنفرانس زمين از ريو (Rio summit) دو مفهوم جنگلداري پايدار و مديريت اكوسيستمي در رابطه با حفاظت و مديريت جنگلها بطور موازي مورد توجه و بحث سازمانها, كنوانسيونها و محافل مرتبط با جنگلداري قرار گرفتند .
جنگلداري پايدار (Sustainable forest management) ريشه خود را در جنگلداري كلاسيك دارد و توسط بعضي از سازمانهاي بين المللي از قبيل فائو ITTO مورد حمايت و ترويج قرار گرفته است . در حاليكه مديريت اكوسيستمي
(Ecosystem management) توسط كنوانسيون حفظ تنوع زيستي (CBD) بعنوان يك چارچوب مورد قبول واقع شده است . در شرايط كنوني هم بحث بر سر تفاوتهاي اين دو مفهوم, قابليت اجرائي و كارائي آنها مي باشد . به همين جهت در اين زمينه تاكنون
بحث ها، كارگاههاي مختلف آموزشي و مطالعات زيادي صورت گرفته است . هدف اين مقاله بررسي تفاوتهاي اين دو مفهوم ميباشد كه هر دو يك هدف بلند مدت يعني حفاظت و مديريت اصولي جنگلها را دنبال ميكنند . اهميت روش و شفاف شدن اين مفاهيم در رابطه با تدوين سياست جنگل و پايش و ارزيابي حفاظت و مديريت جنگلها توسط كشورهاي مختلف است . زيرا اين دو مفهوم تاكنون دقيقاً بررسي و مقايسه نشده اند، بطوريكه گاهي افراد و سازمانهاي مرتبط با جنگلداري تصور و برداشت روشني از اين دو مفهوم ندارد .
قانون حفاظت و بهرهبرداري از جنگلها و مراتع با اصلاحات بعدي - (مصوب30 /5/1346):
فصلاول- تعاريف
ماده1 - تعريفاصطلاحاتيكهدر قوانينجنگلو مرتعبكار رفتهبهشرحزير است:
1ـ جنگليا مرتعيا بيشهطبيعيعبارتاز جنگليا مرتعيا بيشهاياستكهبهوسيلهاشخاصايجاد نشده باشد.
2ـ بوتهجنگلي-رستنيهايخودرويو خشبيكهساقهآنها بهطور طبيعيكميبالاتر از سطحخاكمنشعبشدهباشد و نوعا در جنگلها يا اراضيجنگلييا بيشهها ميرويد.
3ـ بوتهكويري- كليهنباتاتخودرويچندسالهبهجز درختكهدر كوير و بيابانميرويد بوتهكويريناميدهميشود.
4ـ كنده- آنقسمتاز تنهدرختكهپساز قطعيا شكستهشدنيا سوختندر زمينباقيبماندكندهناميدهميشود.
5ـ نهال- درختجوانياستكهدارايساقهمشخصيبودهو قطرينآنكمتر از پنجسانتيمترو در مورد شمشاد قطرينكمتر از سهسانتيمتر باشد.
6ـ اراضيجنگلي:
الف- زمينهاييكهدر آنها آثار و شواهد وجود جنگلاز قبيلنهاليا پاجوشيا بوتهيا كندهدرختانجنگليوجود داشتهباشد مشروط بر آنكهدر تاريخمليشدنجنگلها (27/10/1341)تحتكشتيا آيشنبودهو تعداد كندهدر هر هكتار از بيستو يا تعداد نهاليا بوتهجنگليدر هرهكتار جداگانهيا مجموعا از يكصد عدد و يا مجموعتعداد نهالو بوتهو كندهدر هر هكتار از يكصد عدد متجاوز باشد.
جنگل های بارانی استوایی چگونه هستند؟:
جنگل هاي باراني استوایی، جنگل هاي مرطوب گرم و خيلي متراكمي هستند. آنها پناهگاه ميليون ها گياه و جانور هستند. جنگل هاي باراني بي نهايت از نظر سکونت موجودات زنده و بوم شناسي زمين مهم هستند. گياهان جنگل های باراني بيشتر اكسيژن زمين را توليد مي كنند. اين گياهان همچنين براي مردم از خیلی نظرها مهم هستند. بسياري از آنها در ساخت داروهاي جديد كه با بيماري ها مي جنگند مورد استفاده قرار مي گيرند.
جنگل هاي باراني در كجاها هستند؟
جنگل هاي گرمسيري در نوار گرداگرد استوا قرار دارند، اكثراً در منطقه بين مدار رأس السرطان (5/23 درجه عرض جغرافيايي) و مدار رأس الجدی (5/23 درجه عرض جغرافيايي) قرار دارند. اين 3000 مايل (4800 كيلومتر) نوار پهن استوا ناميده مي شود. جنگل هاي باراني گرمسيري در آمريكاي جنوبي، آفريقاي غربي، استراليا، هند جنوبي و آسياي جنوب شرقي پيدا مي شوند.
حيات در جنگل هاي باراني
جانوران و گياهان مختلفي در بخش هاي مختلف جنگل های باراني زندگي مي كنند. دانشمندان جنگل های باراني را بر اساس بوم شناسی به دو منطقه تقسيم بندي مي كنند.
جنگل ها را چقدر می شناسیم:
ما انسان ها به عنوان يك گونه زيستي، اين كره خاكي را با چندين ميليون گونه زيستي ديگر شريك هستيم. هر جا شراكتي وجود دارد قوانيني نيز وجود دارد كه طرفين شراكت را موظف به رعايت حقوق يكديگر مي نمايد. اما متأسفانه در اين شراكت جهاني، حقوق شركاي ما به شدت مورد تضييع قرار گرفته است. انسان طي قرن هاي متمادي، حقوق شركاي خود را ضايع كرده است و معضلات عمده جهاني همگي ناشي از همين امر مي باشد. اكنون وقت آن رسيده است كه انسان خردمند واقعاً به خرد خود رجوع كند و از اين بي عدالتي، كه در نهايت به ضرر خودش و به نابودي مأوايش منجر مي شود دست بردارد. براي آشنايي با وظايف خود در زمينه حفظ اين منزل مشترك بايد هر چه بيشتر با آن آشنا شويم. شناخت انواع زيستگاه هاي كره زمين در اين زمينه، ضروري است. مطلب ذيل به بررسي جنگل ها و اهميت آنها پرداخته است.
جنگل ها زيستگاه هاي مهم جهان هستند كه حدود يك سوم سطح خشكي هاي زمين را اشغال مي كنند.
در حدود ۴۲۰ ميليون سال پيش در طي دوران سيلورين، گياهان كهن و بندپايان باستاني شروع به انتشار در كره زمين كردند
معرفی مهمترين علفهای هرز خزانه توليد نهال سوزنی برگان در نهالستان جنگل پاسند-بهشهر:
معرفی مهمترين علفهای هرز خزانه توليد نهال سوزنیعلف هرز گياهی است نا خواسته که در خارج از محل اصلی خود می رويد و يک نوع آفت محسوب ميشود که به نوعی همه افراد جامعه از آن متاثر می شوند عموما" خسارتي که غلفهای هرز واردمي کنند شامل کاهش عملکرد گياهی و دامی کاهش راندمان استفاده از زمين . کاهش کيفيت فرآورده های گياهی و دامی کاهش راندمان نيروی کار انسان افزايش هزينه های بعدی مربوط به کنترل آفات و بيماريها ايجاد مسائل و مشکلات در زمينه مديريت منابع آب خاک و … ميباشد . در نهالستان های جنگلي مازندران بدليل شرايط اقليمي و همچنين يژگيهای خزانه توليد نهال علفهای هرز به عنوان يکی از عوامل اصلی هزينه ساز مطرح می باشد . که 60 –40 درصد هزينه توليد هر اصله نهال را به کنترل علفهای هرز اختصاص می دهند . که اين گياهان علاوه بر رقابت درجذب نور آب و مواد غذائي کنترل و يا حذف آنها به هر روشی به نهال اصلی خسارت وارد می کندو بر روی رشد نهال ها اثر می گذارداين تحقيق در طی سالهای 77-1373 در نهالستان ايستگاه تحقيقات جنگل و مرتع پاسند انجام شدو مهمترين نهالهای سوزنی برگ که در اين نهلستان توليد می شود شامل سدروس , کاج کاشفی , سر در اين تحقيق تعداد 110 گونه علف هرز از نهالستان پاسند در طي سالهای 77-73 شناسايی و مورد بررسی قرار گرفت .
ضرورت تهيه برنامه ملي جنگل:
جنگلهاي جهان كه يكي از پايه هاي اساسي توسعه پايدار محسوب ميشوند خصوصاً در مناطق حاره كه جنگلهاي استوائي در معرض خطر تخريب و نابودي شديد قرار گرفته اند . به همين جهت يكي از نگرانيها و چالش هاي جهاني حفاظت از اين منابع تجديد شونده است. كشورهاي مختلف براي مقابله با اين امر به تهيه برنامه هاي جامع تحت عنوان ” برنامه ملي جنگل “ با حمايت سازمانهاي مختلف جهاني اقدام نموده اند . از آنجائيكه شرايط اقتصادي، اجتماعي, فن آوري و اكولوژيكي در سالهاي اخير شديداً دچار تغييرات شده است، بنابراين براي بهنگام سازي سياست جنگل در هر كشور نياز مبرم به تهيه ” برنامه ملي جنگل “ ميباشد . اين برنامه كه چهارچوب برنامه ها و فعاليتهاي جنگلداري را در رابطه با استفاده از سرزمين و توسعه پايدار در سطح ملي هماهنگ مينمايد، لازم است در كشور ما نيز تهيه و اجرا شود . زيرا سياست و قوانين جنگل در شرايط فعلي با تغييرات حاصله در زمينه هاي مختلف سالهاي اخير سازگاري ندارد و از طرفي سياست جنگل در گذشته بصورت درون بخشي تهيه شده و نيازهاي ساير بخش ها مورد ملاحظه قرار نگرفته بود و به همين جهت سازمانهاي فرابخشي هم نقشي در جنگلداري پايدار بعهده ندارند.
بنابراين جهت بهنگام سازي و اتخاذ سياستهاي جديد با رويكرد جامع نگرانه با همكاري واحدهاي فرابخشي تهيه برنامه ملي جنگل بايد در اولويت قرار گيرد .
معيارها و شاخصهاي جنگلداري پايدار:
معيارها (Creteria) و شاخص (Indicators) ابزاري براي تعريف, پايش و ارزيابي حركت به طرف جنگلداري پايدار محسوب ميشوند . اصلاح و مفهوم معيار نشاندهنده اصول يا شرايط اصلي براي پايداري است كه بر طبق آنها توان توليدي و نقش هاي حفاظتي و اجتماعي جنگلها مورد قضاوت واقع ميشود . هر معيار هم داراي چندين شاخص كمي و كيفي براي
اندازه گيري و پايش است كه بطور منظم و متوالي مورد اندازه گيري قرار مي گيرند، تا اثرات مديريت جنگل مشخص و معين شود . معيارها و شاخصهاي جنگلداري پايدار در سطح ملي ممكن است بر سياست و قوانين جنگل و تشكيلات بخش جنگل تأثير گذار باشند . در شرايط كنوني در سطح جهاني تقريباً همه كشورها در مناطق مختلف اكولوژيكي معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار در سطح ملي را كه قبلاً با همكاري فائو و ساير ارگانهاي بين المللي تهيه شده است پياده و اجرا مي نمايند . معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار براي هفت منطقه مختلف جهان از جمله فرايند كشورهاي اروپائي, فرايند مونترال, مناطق خشك افريقا, جنگلهاي استوائي, فرايند تاراپوتو و فرايند كشورهاي خاور نزديك تهيه گرديده است . تعداد و نوع معيارهاي جنگلداري پايدار در سطح ملي تقريباً براي همه مناطق اكولوژيكي جهان يكسان است . اما تنوع و تعداد شاخص هاي آنها در مقايسه با يكديگر متفاوت هستند .
معيارها و شاخصهاي جنگلداري پايدار:
معيارها (Creteria) و شاخص (Indicators) ابزاري براي تعريف, پايش و ارزيابي حركت به طرف جنگلداري پايدار محسوب ميشوند . اصلاح و مفهوم معيار نشاندهنده اصول يا شرايط اصلي براي پايداري است كه بر طبق آنها توان توليدي و نقش هاي حفاظتي و اجتماعي جنگلها مورد قضاوت واقع ميشود . هر معيار هم داراي چندين شاخص كمي و كيفي براي
اندازه گيري و پايش است كه بطور منظم و متوالي مورد اندازه گيري قرار مي گيرند، تا اثرات مديريت جنگل مشخص و معين شود . معيارها و شاخصهاي جنگلداري پايدار در سطح ملي ممكن است بر سياست و قوانين جنگل و تشكيلات بخش جنگل تأثير گذار باشند . در شرايط كنوني در سطح جهاني تقريباً همه كشورها در مناطق مختلف اكولوژيكي معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار در سطح ملي را كه قبلاً با همكاري فائو و ساير ارگانهاي بين المللي تهيه شده است پياده و اجرا مي نمايند . معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار براي هفت منطقه مختلف جهان از جمله فرايند كشورهاي اروپائي, فرايند مونترال, مناطق خشك افريقا, جنگلهاي استوائي, فرايند تاراپوتو و فرايند كشورهاي خاور نزديك تهيه گرديده است . تعداد و نوع معيارهاي جنگلداري پايدار در سطح ملي تقريباً براي همه مناطق اكولوژيكي جهان يكسان است . اما تنوع و تعداد شاخص هاي آنها در مقايسه با يكديگر متفاوت هستند . شاخص ها ماهيتاً كمي, كيفي و حتي تشريحي هستند و با تناوب مختلف (يكساله- پنج ساله و غيره) در سطح ملي مورد اندازه گيري منظم قرار مي گيرند كه به پايش و ارزيابي جنگلداري پايدار منجر ميگردد. پايش و ارزيابي معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار هم به تصميم گيران, برنامه ريزيان و سياستگذاران ملي و بخش جنگلداري و غيره كمك مي نمايد كه در جهت رسيدن به جنگلداري پايدار بطور صحيح قدم بردارند. زيرا جنگلداري پايدار در نهايت ضامن توسعه پايدار در اكثر كشورها محسوب مي شود . تعريف دقيق جنگلداري پايدار در سطح ملي يك امر مشكلي محسوب ميشود, به همين جهت فعلاً كليه ابتكارات و فرايندهاي جنگل در سطح جهاني براي جنگلداري پايدار بر روي هفت معيار ذيل اتفاق نظر دارند كه اين معيارهاي انتخاب شده نياز به تشريح و توضيح بيشتري دارند .
معيارهاي جنگلداري پايدار در سطح ملي
1- وسعت منابع جنگلي Extent of forest resources
معيار وسعت منابع جنگلي يك آرزو و آرمان براي كليه كشورها است . بطوريكه همگان خواستار جنگل و منابع جنگلي از جمله درختان خارج از جنگل در سطح وسيع به منظور تأمين نيازهاي اجتماعي, اقتصادي و زيست محيطي هستند . حتي بعضي از كشورها و جوامع آرزوي داشتن جنگلهاي خاصي براي اهداف ويژه از جمله نقش هاي حفاظتي آن مي باشند . به همين خاطر كليه كشورها خواستار كاهش جنگلزدائي, تخريب جنگل و احياء جنگلهاي مخروبه مي باشند . هر چه وسعت منابع جنگلي و درختان خارج از جنگل بيشتر باشد توليدات جنگل, خدمات جنگل, ميزان ترسيب كربن و تنوع زيستي بالاتر خواهد بود . بنابراين براي رسيدن به جنگلداري پايدرا بايد اين منابع حفظ و احياء شوند .
2- تنوع زيستي Biological diversity
معيار تنوع زيستي در ارتباط با حفظ و مديريت تنوع زيستي در اكوسيستم هاي جنگلي است . بطوريكه بايد تنوع زيستي در سطح تنوع گونه اي, تنوع ژني و تنوع اكوسيستم ها حفظ شوند . بر طبق اين معيار حتي بايد اكوسيستم هاي حساس هم در مناطق حفاظت شده مورد حمايت و نگهداري قرار گيرند تا ميزان تنوع زيستي در سطح و ميزان بالاتري حفظ و بتوان در شرايط فعلي يا آينده از ارزش هاي تنوع زيستي استفاده بعمل آورد . البته بايد توجه نمود كه اصلاح جنگل از نظر ژنتيكي يك وسيله مناسب براي بالابردن ميزان توليد آن است كه مواد اوليه لازم آن را ميتوان از همان جنگلهاي طبيعي بدست آورد .
3- سلامتي و زنده ماني جنگل Forest health and vitality
براساس معيار سلامتي و زنده ماني جنگلهاي موجود, مديريت جنگل بايد بصورتي انجام شود كه خطر عوامل تخريب از قبيل آتش سوزي جنگل, آلاينده ها در هوا, طوفان ها, گونه هاي مهاجم, آفات و امراض و غيره افزايش نيابند . اين عوامل تخريب ميتواند بر روي ابعاد و نقش هاي اجتماعي, اقتصادي و زيست محيطي جنگلها اثرات منفي داشته باشند .
4- عملكرد توليدي منابع جنگلي (Productive functions of forest resources)
جنگلها و درختان خارج از جنگل انواع كالاهاي چوبي و غيرچوبي توليد ميكنند . نگرش و خواست اكثر ذينفعان خصوصاً بخش جنگلداري اين است كه جنگلها در حد بالايي از توان توليدي خود با كيفيت و ارزش زياد حفظ و مديريت شوند تا همزمان نه تنها نيازهاي فعلي بلكه نيازهاي نسل هاي آينده را بطور پايدار تضمين گردد .
5- عملكردهاي حفاظتي منابع جنگلي(Photective functions of forest resources)
اين معيار اثرات تعديل كننده جنگل و درختان خارج از جنگل بر روي خاك, هيدرولوژي و سيستم هاي آبي را مورد توجه قرار ميدهد كه شامل توليد آب پاك بوسيله جنگلها و درختان خارج از جنگل براي انسانها, وجود ماهيان سالم، كاهش خطر يا تأثير بر سيل, بهمن, فرسايش و خشكي ميگردد. نقش و عملكرد حفاظتي جنگلها و منابع جنگلي به حفظ ساير اكوسيستم ها هم كمك مي نمايد . به همين جهت اين نقش منابع جنگلي جنبه فرابخشي دارد و براي بخش كشاورزي و زندگي روزمره مناطق روستائي سودمند است . در سراسر جهان شواهد زيادي دال بر سودمندي جنگل براي ساير بخشها وجود دارد .
6- عملكردهاي اقتصادي- اجتماعي Socio-Economic-functions
معيار عملكردهاي اقتصادي- اجتماعي منابع جنگلي به نقش و سهم جنگل ودرختان خارج از جنگل در اقتصاد ملي كشورها بعنوان مثال ايجاد اشتغال, ارزشي افزوده كالاهاي چوبي و غيرچوبي از جنگلها, انرژي، تجارت و سرمايه گذاري در بخش جنگلداري توجه دارد . اين معيار به اهميت منابع جنگلي در حفظ رويشگاهها و چشم انداز كه ارزش هاي فرهنگي, معنوي, تفرجي دارند و همچنين مالكيت زمين, سيستم هاي مديريتي جوامع بومي, محلي و دانش بومي را مورد توجه قرار مي دهد .
7- چارچوب قانوني, سياسي و تشكيلاتي Legal,policy and institutional frame word
موضوع اين معيار ترتيبات و وضعيت قوانين, سياست و تشكيلات بخش جنگلداري است كه بايد شش معيار قبلي را مورد حمايت قرار دهد . از طرفي اين معيار مسئله تصميم گيري مشاركتي, حكميت, تقويت قوانين جنگل و پايش و ارزيابي را در بر مي گيرد . همچنين جنبه هاي وسيع اجتماعي جنگلداري از قبيل استفاده خوب و با رعايت عدالت اجتماعي از منابع جنگلي, تحقيقات علمي, آموزش جنگلداري, زيرساختها, انتقال تكنولوژي, ظرفيت سازي, اطلاع رساني و ارتباطات در اين معيار بررسي مي شوند .
شاخص ها Indicators
شاخص ها معمولاً جنبه هاي كمي و يا وضعيت كيفي معيارها را اندازه گيري يا بررسي مي كنند . شاخص ها متغيرهائي هستند كه براي ارزيابي جنگلداري پايدار اهميت فراوان دارند و از طرفي اندازه گيري يا بررسي آنها آسان و كم هزينه است . تغييرات شاخص ها در طول زمان مورد اندازه گيري, پايش و ارزيابي قرار مي گيرند و نشاهنده جهت گيري و روندهاي موجود در زمينه جنگلداري ميباشند . شاخص ها ميزان انحراف يا نزديكي به طرف حالت ايده ال يا جنگلداري پايدار را مشخص مي كنند . بايد توجه نمود كه ارزش كليه شاخص ها برعكس معيارها نسبت به همديگر يكسان نيستند . ولي بطور كلي شاخص ها بايد خصوصياتي از قبيل شفافيت, انعطاف پذيري, امكانپذير بودن از نظر عملي, قابل اجرا بودن, محدوديت هاي كشوري, سازگار بودن و قابل انعطاف بودن با شرايط اقتصادي, اجتماعي, سياسي و اكولوژيكي هر كشور را داشته باشند . هر چه تعداد شاخص هاي انتخاب شده بيشتر باشد امكان اجرا و پياده كردن آنها مشكلتر و پرهزينه خواهد بود .
پياده كردن معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار
ايران عضو كميسيون جنگلداري خاور نزديك است و براي جنگلداري پايدار در خاور نزديك 7 معيار و 67 شاخص تعيين شده است كه توسط كشورهاي منطقه پياده مي گردند .
پياده كردن معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار در سطح ملي يك اقدام فرابخشي با مديريت و هدايت بخش جنگلداري است . از آنجائيكه شاخص ها متنوع و گاهي در حيطه و شرح وظايف خارج از بخش جنگلداري از قبيل مؤسسه تحقيقات جنگل, مراكز آموزشي و محيط زيست ميباشند به همين جهت همكاري و مشاركت آنها و كليه ذينفعان در پياده كردن معيارها و شاخص هاي جنگلداري پايدار الزامي است . لازم به ذكر است كه در شرايط كنوني در ايران آمار و اطلاعات در مورد بعضي از شاخص هاي جنگلداري پايدار موجود هستند ولي بعضي از اطلاعات خام ميباشند كه بايد پردازش شوند . ضمناً براي اندازه گيري تعدادي از شاخص ها نياز به مطالعه, بررسي و حتي تحقيقات ميباشد . تعدادي از شاخص ها هم با شرايط ايران مناسب نيستند و نيازي به بررسي و اندازه گيري ندارند .





















